خرید بک لینک

اگر چشمها آینه درون آدمها باشند به جرات میتونم بگم هیچ چشمی به اندازه چشم فرخنده خانم آینه نبود چشمهای درشت با مژه های بلند زیر ابروهای کمابیش سفید که اغلب وقتی بهت نگاه میکرد خندان بود پلک ها به ملایمت بالا و پایین میرفت و سیاهی چشم با چرخشی به بالا تو رو مطمئن میکرد که هیچ اتفاق بغرنجی در زندگی وجود نداره ممکن بود در ادامه گفتگو از چیزی ناراحت بشه که اونوقت پلک ها رو چشم بزرگ و برجسته زنعمو بسته میشد و با باز شدن موجی از ناراحتی و خشم رو به بیننده منتقل میکرد گاهی شیطون میشد و به گوشه ها چروک میخورد و اونوقت تو میفهمیدی که متلکی توی راهه گاهی به شدت پرآب میشد و اکثرا در مواقعی که همه چشمها خیس و بارونی بودند اون چشمها خشک ترین و راضی ترین چشم به رضای خدا بودند روزهای آخر درد رو هم پشت رضا میشد دید نوع خاصی از تشکر قدردانی شجاعت همت مهربانی و خیلی چیزهای دیگه که پشت اون چشمها به خاک سپرده شد

برچسب: نویسنده: رویا یوسفی تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 23:52

صفحه بندی