عمه بودن و مجدد عمه شدن حس خوبی داره. دیشب که زن داداش بادکنک تعیین جنسیت رو ترکوند و دونه های آبی جلوی چشم ما به زمین ریخت تا چند ثانیه در سکوت فرو رفتیم به فیلم که نگاه میکنم میبینم من از شدت تعجب انگشتم رو به دهنم فرو بردم چرا که در انتظار رنگ صورتی بودن و آبی دیدن و تغییر ذهنیت پشت اون شگفتی آوره نتیجه اینکه دختر برادرم پسر از آب درومد و این خبر خوبی بود که بعد از شب نشینی توی تراس و خوردن چای و کیک زیر نور مهتاب بهمون داده شد
پ ن : از همون اول شک کردم چطور یهو و الا بختکی به مهمونی شبانه دعوت شدیم نگو خبراییه
برچسب:
نویسنده: رویا یوسفی