خرید بک لینک

دایی و خواهرزاده که همسن و سال هم باشن فکرهای شگفت انگیز زیاد به ذهن مشترکشون میرسه با هم یهویی تصمیم میگیرن برای شب مرغ شکم پر زیر آتیش و زغال درست کنند و تا آخر شب که با پنج تا مرغ پخته پیچیده در فویل برمیگردند از خستگی نای خوردن هم ندارند حقم دارند اندازه بار یه وانت هیزم سوزوندن که کار راحتی نیست آنقدر به سر و لباسشون خاکستر چسبیده بود که نگو و نپرس مرغ ها رو که به ترتیب از فویل های ضخیم و نازک بیرون می آوردن بخار ازشون میزد بیرون ،پوست یکی دوتاش همچین برشته و سیاه شده بود ولی همه شون تا مغز استخون خیلی پخته و خوش طعم بودند درسته که تا ساعت دوازده چشم به راه برگشتشون از باغ بودیم ولی جای همه شما خالی ایده دایی و خواهرزاده خیلی خوب از کار درومد و یک شب خاطره انگیز رو برای کل خانواده ساخت

برچسب: نویسنده: رویا یوسفی تاريخ: جمعه 10 خرداد 1398 ساعت: 1:20

صفحه بندی