امروز توی فال قهوه اومده بود که باید منتظر یک اتفاق عجیب و غریب باشم. اولش فکر کردم همین که دارم از صبح کارهام رو یکی یکی انجام میدم و سر ظهر هم نیروی کمکی از راه رسید همون اتفاق عجیب و غریبیه که توی صفحه فال نوشته شده بود ولی بعد که صدای در اومد و یک زن و شوهر مسن که اصلا فکر نمی کردم خونه ما رو بلد باشند سر زده اومدند خونه مون و کنار دل و روده مبل ها که روکش شون رو شسته بودم نشستند و بعد رفتند توی ایوون و مشغول ایرادگیری از شلوغی حیاط بودند که باز در خونه رو زدند و اینبار یک زن و شوهر جوون برای تبریک به خاطر عروس دار شدن مون و چاپ کتاب اومدند و هنوز نرفته بودند که یه مهمون دیگه برای عیادت از آقامون که ماه پیش بینیش شکسته بود وارد شد و نفهمیدیم کی کارگر بیچاره رفت و اصلا توی حیاط چه کاری کرد، اونوقت بود که معنی عبارت اتفاق عجیب و غریب رو فهمیدم و اینکه گاهی فال رو باید جدی گرفت
برچسب:
نویسنده: رویا یوسفی