خرید بک لینک

دیشب نشستم و زل زدم به نود و هفت تا از آرزوهام که برآورده شده بودند. نود و هفت تا کتاب سبز باریک که روی هم چیده شده بودند و بوی کاغذ و جوهر میدادند. هر دو تا اسمم پایین جلد کتاب نوشته شده بود و تو صفحه اول اون کتاب با عشق به نوه هایی که سالها بعد به دنیا خواهند اومد تقدیم شده بود. آرزوی نود و هفت قلوم به دنیا اومد و حالا باردار یه آرزوی جدیدم، آرزوی رونمایی از اولین کتابم تا حس خوبم رو با دوستانی که میدونم از تحقق آرزوم خوشحالند قسمت کنم آرزوها لحظه به لحظه و قدم به قدم متولد میشن و خوشحالم که در آفرینش آرزوهای زیادی نقش داشتم و دارم و بابتش از آفریننده بزرگ سپاسگزارم

برچسب: نویسنده: رویا یوسفی تاريخ: چهارشنبه 27 تير 1403 ساعت: 22:29

صفحه بندی