مهر ماه 1 رو دوست داشتم. اولین روزش که سالگرد سی سال زندگی مشترکمون بود. توش با دو تا از بهترین دوستام به سفری یک هفته ای رفتم. توش تو کلاس یوتیوپ شرکت کردم و الان یه کانال دارم و چند اپ به گوشیم اضافه شد و کلی ترفند یاد گرفتم. چند تا آشنایی خوب و مفید با آدمهای خوب و مفید در مسیر زندگیم داشتم، تو آخرین روزش بعد از سی سال اولین ماشین سواری مون رو خریدیم، حیف که دیگه بچه ها مرد شدند و پنج تایی به سختی توش جا میشیم ولی ذوق اونها رو که میبینم خوشحال تر میشم. یه دستگاه خرد کن هم با مزد نوشتنم خریدم که خیلی خیلی مزه داد. جواب آزمایش پت اسکن و ام آر آی خواهرم خوب بود که از بهترین خبرهای عمرم محسوب میشه.پسر وسطی 24 ساله شد و هنوز از رانندگی کردن استرس میگیره ولی من خیلی دلم بهش گرمه.
البته خبرهای ناخوش هم در مهر ماه من کم نبود. دلیل اصلی مسافرت یک هفتگی قهر با پسر کوچیکه بود که تو سال یازدهم نمی خواست بره مدرسه و هنوز هم نرفته. میگه میخوام آموزش از راه دور ببینم و این روزها هر صبح مشغول درس خوندن هستیم که تا روشن شدن جواب کمیسیون آموزش و پرورش خیلی از درس ها عقب نمونه. با همون سفر طولانی از کلی کارهام عقب افتادم و هر چی میدوم بهشون نمیرسم ولی با این همه مهر 1402 رو دوست داشتم.
برچسب:
نویسنده: رویا یوسفی